سلام به همه با معرفتهایی که به اینجا سرمیزنند و من رو شرمنده میکنند. امیدوارم که از این ببعد اینجا مرتب به روز بشه و من اینقدر حس شرمندگی نداشته باشم.

وقتی شرایط عوض میشه اصلا شخصیت آدم عوض میشه. مطمئنا من هم دیگه اون آزاده مپنایی که هر روز پشت میزش اینجا رو بروز میکرد نیستم. اصلا برای همینه که در پاسخ اینکه چرا دوتا بچه با یک پدر و مادر اینقدر متفاوتند میگن که مادرها و پدرهای اینها با هم یکی نیستند چون در شرایط مختلف شخصیتهاشون تغییر کرده. مثلا الآن اگر من دوباره بچه دار بشم با اون آزاده ای که 8 سال قبل محمدعلی رو بدنیا آورده بود خیلی تفاوت دارم.

بگذریم، یک کتاب جدیدا خوندم که خیییییییییییییییییییییییییلی عالی بود. به همه توصیه میکنم امتحانش کنند:

تربیت سالم در خانه

نویسنده: جین نلسن

مترجمین: محمدجواد فرشچی، ریحانه ایزدی

انتشارات سازوکار

تلفن مرکز پخش: 66461893 - 66461900

سی دی صوتی هم داره که میتونید تو ماشین گوش بدید. برای من که یکسری از مفاهیم رو خیلی خوب جا انداخت و راهکار هاش خیلی عملی و مؤثر بود.

دانشگاه هم خیلی خوبه. دیگه دارم نزدیک میشم به پایان نامه. میخوام یک اتاق بازی راه اندازی کنم و اثرش رو روی بچه هایی که برچسب ADHD و LD دارن بررسی کنم. میگم برچسب به خاطر اینکه این روزها متاسفانه همه شدن متخصص تشخیص بیش فعالی و همینطور خیلی راحت شده برای روان شناسان و روانپزشکان که این تشخیص رو بدن. یک تئوری هایی در روانپزشکی هست که جزء تئوریهای غالب نیست و میگه بیش فعالی یک بیماری اختراعی است که ما به یکسری علایم در بچه ها که درنتیجه سبکهای زندگی صنعتی هست اسم بیش فعالی دادیم تا کسی دچار عذاب وجدان نشه. (البته من خیلی ساده گفتمش ببخشید). من مبنای پیان نامه ام رو میخوام این تئوری قرار بدم. 

از دبستان مفید هم بگم که احیانا اگر کسی سوالی داشت جواب داده باشم. در یک جمله میشه گفت بچه ها اونجا خوشن. البته این خوشی برای همه همه هم نیست. بنظر من کنترل و نظارت روی بچه ها کمتر از چیزیه که باید باشه و این قضیه مربی محور هست. مثلا اگر یک مربی باتجربه تر باشه این کار را بهتر انجام میده و اگر کم تجربه تر باشه ضعیف تر عمل میکنه و این وسط یکسری بچه های مظلوم و بچه مثبت های گوگولی از طرف بچه شر ها اذیت میشن. طبیعتا به محمدعلی خوش میگذره ولی خب این کمبود نظارت جزء چیزهاییه که بنظر من خیلی مهمه و باید حل بشه. از این جهت که بچه ها اصلا فضای نمره و رقابت و اضطراب درس و آزمون و تکلیف شب رو تجربه نمیکنند عالیه.

دیشب هم بچه ام برای اولین بار بقول خودش مشق داشت. یک نصفه صفحه کتاب فارسی رو باید تکمیل میکرد که مجموعا 4 خط هم نبود. یکی از سوالها هم این بود که 3 کلمه که حرف اول و آخرشان مثل هم هست رو بنویسید مانند نان (بله کسانی که کلاس دومی دارید درست تشخیص دادید این صفحات مربوط میشه به قبل از درس اول کتاب!!!!!!!!!!!!! من که گفتم بچه ها درس خواندن را تجربه نمیکنند در مفید{#emotions_dlg.e1}) بعد چی نوشته باشه خوبه؟ دیدم نوشته "کله پوک"

چند شب پیش هم اومده میگه مامان ، مبین خیلی فیسوفانه و مدیریتی حرف میزنه. مثلا میگه "بعضیها بیشعورن" بنده همینجا از روح ملاصدرا معذرتخواهی میکنم.