راستش خیلی راجع به اون قانونه فکر کردم بعد دیدم سنگ بزرگ علامت نزدنه و تازه تا ٧ سالگی که دیگه بچه غول شده. خلاصه بعد از خوندن نظر بقیه به این نتیجه رسیدم که قانون اینجوری باشه:

مرخصی زایمان با حقوق و مزایا و بیمه بین یک تا ٣ سال و امکان استفاده برای پدرها هم باشه.

این که امکان استفاده برای پدرها باشه خوبیش اینه که حتی اگه استفاده نشه بمرور زمان اون قانون نانوشته بقول شایلی عزیز رو که این وظیفه مادره که کارش رو تعطیل بکنه و بشینه بچه‌داری کنه رو کمرنگ میکنه. حداقل شاید دیگه وظیفه محسوب نشه.

این رو هم ببینید جالبه. البته شاید قبلا دیده باشید.

پریشب موقع خواب همه چراغها رو بجز یک چراغ خواب خاموش کرده بودیم و من و محمدعلی تو اتاقش رو زمین خوابیده بودیم. (گیر داده بود کنار من رو زمین بخوابه.) شامش رو خوب خورده بود و نصف شیشه شیرش رو هم خورده بود و بقیش تو یخچال بود. از ترس اینکه حالش بهم بخوره هرچی گفت شیر میخوام بهش گفتم نه. دیدم بلند شد رفت یک دقیقه بعد با شیشه شیرش برگشت. دیگه برای کارهاش مثل اینکه خیلی نیازی به من نداره. بهتره خودم سنگین رنگین از اول خواسته‌هاش رو انجام بدم.

داشتیم فیلم میدیدم نوبت سی دی 2 بود هی گیر داده بود که سی دی یک رو دوباره ببینیم. برای اینکه حواسش پرت بشه و بتونیم سی دی رو عوض کنیم بهش گفتم دوست داری لگو بازی کنی با بابا؟ یک نگاهی به باباش کرد و گفت بابا دوست داری باهم لگوسازی کنیم؟ (من خوشحال از اینکه نقشم گرفت) بابا هم بهش گفت بله عزیزم. محمدعلی : خب پس برو از تو اتاقم بیار باهم بازی کنیم. من قدم نمیرسه.

پروژه از پوشک گرفتن اصلا خوب پیش نمیره. هروقت بهش میگم بریم توالت جواب میده جیش داشتم خودم میگم و البته هیچوقت هم نمیگه. من هم هی مشغول مطالعه در این زمینه. پریشب یک بسته برچسب پو خریدیم که هروقت رفتیم توالت فرنگی بچسبونیم به دیوار. نتیجه اینکه هر دفعه رفتیم مجبور شدیم چند تا بچسبونیم و تازه فقط چندبار جواب داد. دیشب بهش میگم بریم برچسب بمونیم میگه فعلا دارم مک‌کوئین میبینم، بعدا میام.