میفرمایند یک استاد دانشگاه 60 ساله خانمش رو طلاق داده و با یکی از شاگرداش ازدواج کرده. این آقای استاد در آمریکا درس میخواندن و وضع مالیشون خوب نبوده. برای پول درآوردن شیشه‌های خالی شیر(؟) رو جمع میکرده و با کمک خانمش میشسته و میفروخته(!) خلاصه الآن که برای خودش استاد دانشگاه شده هنوز خانمش بهش میگه تو برای من همون شیشه‌شور هستی. آقا هم طلاقش میده و با یک دختر دانشجو که ایشون برای خودشون و خانوادشون استاد و البته خدا بودند ازدواج میکنه. میگم اگر من جای زن اولش بودم هر روز صبح براش ‌SMS میزدم شیشه‌شور چطوری؟

نتیجه 1: به شوهرتون برای درآوردن پول کمک نکنید. اصلا براتون مهم نباشه که چطوری پول درمیاره. اونوقت بعدا موردی ندارید مه مسخرش کنید.

نتیجه 2: شوهرتون رو مسخره نکنید چون اینجا ایرانه و سه سوت دادگاهید.

نتیجه 3: نگذارید شوهرتون درس بخونه و دکتر بشه. اگه شوهر دکتر دلتون میخواد اول بذارید دکتر بشه بعد زنش بشید. (حالا یعنی من چیکار کنم؟)