هفته خیلی پرکاری داشتم. چندتا گزارش اساسی پدر و مادردار باید تهیه میکردم و هرکدوم کلی کار داشت. این بود که وجدان کاری اجازه نداد اینجا آپدیت بشه. اول همه از این خانم بسیار نازنین تشکر میکنم که حال من رو پرسیدند. مهتا جون میخوام بهت بگم که قلب خیلی خیلی مهربونی داری و من از آشناییت خیلی خیلی خوشحالم. بهت بگم که ارشک خیلی خوب حرف میزنه و بااینکه محمدعلی زود حرف زد بازهم جمله‌بندی و فهم و شعور پسرت برام هیجان‌انگیزه. بهت بگم که پسرت خیلی اجتماعی و خوب تربیت شده درنتیجه خیلی زود با مهد انس گرفت. بهت بگم که من برای مادرهایی که به بچشون شیر خودشون رو میدن خیلی احترام قائلم و بنظرم واقعا قابل تقدیرن و میتونن مطمئن باشن که بچشون سالمه سالمه. بهت بگم که بچه‌ای که سالمه و جنب و جوش زیادی داره نیازی به وزن بیشتر نداره و نباید نگران کمبود وزنش شد. و درآخر بهت بگم که مطمئنا ارشک یکی از بهترین مادرهای دنیا رو داره.

عصر دوشنبه مهد شاپرک جلسه اولیا گذاشته بود، اونهم ساعت 3 بعدازظهر. باکلی دردسر تونستم وقتم رو جور کنم که برم و البته آقای حمیدرضا رو هم اجبار کردم که بیان. البته با یکمقدار تاخیر اومد ولی خب بازهم خیلی خوب بود باتوجه به اینکه کلا 4 تا پدر اومده بودند. مدیر مهد یک چیزهایی تعریف میکرد که من واقعا شاخ درآورده بودم. میگفت بعضی بچه‌ها تو مهد جامیمونن. یعنی کسی نمیره دنبالشون مثلا تا 8 شب. بعد زنگ میزنیم به مادرش میگیم چرا نمیاید بچه رو ببرید میگه مگه هنوز اونجاست؟ قرار بود پدربزرگش بیاد ببرتش.تعجب یا اینکه بچه با دمپایی اومده مهد و گفته مامانم خواب بود بیدار نشد من رو حاضر کنه. خلاصه که به خودم امیدوار شدم. برای تابستان کلاس شنای تضمینی برای بچه‌ها گذاشتند و تاکید کردند که استخررو با آب شهری پر میکنند که بچه‌ها در اثر خوردن مریض نشن. حالا شهریه چند؟ 450،000 تومن ناقابل. من که گفتم نمیخوام.اصلا بچه تو سن محمدعلی بنظرم فقط آب‌بازی میکنه، شنا که یاد نمیگیره.

آخرین خبر هم اینکه پروژه از پوشک گرفتن آقای محمدعلی خان شکست خورد. از اونجایی که هروقت میپرسم مامانی میخوای بریم ایشون  میگن هر وقت داشتم بهت میگم( و تاحالا هیچوقت نگفتن غیر از یکبار ساعت 12.5 شب که من امیدوار بودم دیگه داره خوابش میبره و تازه غیر از قطره آخر بقیش رو در پوشکشون کرده بودن) و پدرشون میگن ولش کن، این پروژه تعطیل اعلام میشه تازمانی که خودش بخواد بگه و اگر به عمر من قد نداد این وظیفه خطیر به همسر ایشون واگذار میشه.