از اون روزهایی که حوصله کار نداری، از اونروزهایی که پسرک رو باباش برده مهد و داری حرص میخوری که قبل از رفتن بوسش نکردی، از اون روزهایی که از راه دور به بقیه راننده‌ها کلی بد و بیراه گفتی، از اون روزهایی که زل میزنی تو صورت مدیرت و بهش میگی چکار کنم که گزارش حاضر نشده و تازه تودلت میگی خوب کردم که حاضرش نکردم اصلاً دلم خواست، از اون روزهایی که بعضی از اقوام رو دلت میخواد بگیری بزنیشون حسابی،

نه امروز از اون روزها نیست. یعنی حداقل از این لحظه به بعد دیگه نیست. الآن هم مثل بچه آدم میشینم تمام گزارشاتم رو تهیه میکنم.