وقتی میدوه و میره تو مغازه و تا بخودم بجنبم cd اسپایدرمن رو برمیداره و حاضر نمیشه با هیچ کارتون دیگه‌ای عوضش کنه باورم میشه که طرفم یک پسربچه تمام و کمال با همه خصوصیاتشه. از چهارشنبه تا جمعه تلویزیون ما فقط اسپایدرمن یا به قول محمدعلی اِسپایدِلِمَن نشون داد. من هم که احساس میکنم این روزها وسواسم روزبروز زیادتر میشه از جمعه تصمیم گرفتم قضیه رو مدیریت کنم. این بود که بعد از یک ساعت نگاه کردن تلویزیون خاموش شد و کلاً فیوز قطع شد و کلی پیشنهاد دیگه از جمله نقاشی و کتاب  پازل جاش رو گرفت. اولش یک نیم‌ساعتی گریه و زاری داشتیم ولی وقتی دید قضیه جدیه دیگه کوتاه اومد و پذیرفت ولی خب من کل روز جمعه رو درخدمت آقا بودم تا باهاش بازی کنم و سرگرمش کنم. عصر جمعه به ذهنم رسید که پسر همسایمون که یک کم از محمدعلی بزرگتره رو دعوت کنم بیاد خونمون تا باهم بازی کنند. رفتم در زدم و مامانش گفت که "آرمین میگه محمدعلی بیاد خونه ما. محمدعلی، بیا آرمین اسپایدرمن هم داره."آخ

شنبه صبح هم زنگ زدم به تیناجون مربی مهد و گفتم این پسرک داره کمتر کارتون نگاه میکنه و شب هم زودتر خوابیده لطفاً تشویقش کنید. تینا جون هم گفتند براش یک چیز اسپایدرمن میخرم. تعجب

خلاصه که این روزها همه راه‌ها به اسپایدرمن ختم می‌شود.نیشخند