نصف مطالب رو تو جلسه "واکاوی تولید و نهایی شدن گزارش ارزیابی نهایی پروژه‌ها" نوشتم، انگار یک موقعهایی یکدفعه نوشتنم میاد. و باید حتماً بنویسم.

  1. دقیقاً یادم هست که دفعه قبلی که بارون اومد، آخرین دفعه‌ای بود که من تو حیاط خلوت لباسها رو پهن کردم. umbrellasmilef.gif : 36 par 45 pixels.از اونروز تا دیروز تو خونه بند رخت رو راه انداخته بودیم. دیروز صبح دیدم بارون که خبری نیست بهتره لباسها رو ببرم تو هوای آزاد. 3 تا ماشین لباس شستیم و پهن کردیم. هیچی دیگه صبح که بیدار شدیم دیدیم هه هه چه بارونی اومده خدا رو شکر. واقعاً باید بگم یک قدردانی از نقش بنده در رفع خشکسالی بکنند.
  2. چند روز پیش یکجورهای بهم الهام شد که درکنار هر بچه لاغری یک مامان تپل وجود دارد. لابد برای دلخوشکنک خودم بود که خیلی غصه نخورم و فکر کنم یک امر طبیعیه. بعد که به اطراف دقت کردم دیدم چه بسا کودکان لاغری که مادرانی لاغر و خوش‌اندام دارند. (نمونه‌اش هم جاری خودم) حالا همش احساس میکنم که هرکی من و محمدعلی رو ببینه فکر میکنه که من همه شکلاتها و تنقلات و غذای محمدعلی رو میخورم.chocolate.gif : 80 par 39 pixels. از همین جا رسماً اعلام میکنم که من فقط باقیموندشون رو میخورم. حالا تقصیر من چیه که نسبت خورده شده توسط محمدعلی به باقیمانده 1 به 4 هست. (خدا وکیلی دوسه روزه که تو ترکم)
  3. یکی از کارای من و همسر شده بود تحلیل مشکلات و مسایل اطرافیان و بررسی دلایل بوجودآمدن و راهکارهای خروج از وضعیت موجود و نتیجه‌اش میشد اینکه ما چقدر زوج فرهیخته و گُلی هستیم و چقدر زندگیمون براساس تصمیمات منطقیه hi5.gif : 62 par 43 pixels.و از اونجا که اصلا چشممون شور نبود بعدش حتماً در ادامه یک بحثی بین خودمون شروع میشد  و کار میکشید به جایی که اول flirtysmile1.gif : 49 par 38 pixels. و بعد و در آخر. . حالا دیگه درس عبرت گرفتیم و تا میخواد داستانی شروع بشه یکی میگه چای میخوری عزیزم.
  4. پسرک چند روز بود سرفه میکرد sneezing.gif : 41 par 34 pixels.و دیگه رسماً دیشب تب کرد . صبح بردیمش دکتر و من در جواب سؤال حمیدرضا که "میخوای من هم بیام" صادقانه جواب دادم بله. برخلاف دفعات پیش که میگفتم نه و منظورم این بود که خیلی دوست دارم بیای. اونجا هم پسرک بیحیا در جواب بابایی که به دکتر گفتند این پسر ما خیلی دوست داره دکتر بشه نه گذاشت و نه برداشت و گفت نه من میخوام پلیس بشم  اینقدر دلم برای حمیدرضا سوخت که نگو.