پسرک اومده شرکت ماسک اسپایدرمن زده با همکاران سیگاری رفته تو پارکینگ که سوار موتورش کنند. من هم تا میام اظهار نظر کنم شروع میکنه داد زدن تو شرکت.

مهدکودک پیک نوروزی فرستاده. فکر کن آخی بچم.  من که کلاً با درس و مشق زیاد و فشار به بچه توی مدرسه مخالف هستم حالا ببین خدا چطوری میذاره تو کاسه‌ام. در هرصورت من که قصد ندارم مجبورش کنم به انجام دادن. اگر خواست انجام بده اگر نه هم که هیچی.

دیروز مرخصی بودم که به برخی امور قبل از عید بپردازم.Hippie فکر کنم زیادی خوشگل شده بودم چشم خوردم درحال حاضر بشدت بدنم درد میکنه و سرما خورده‌ام. فردا را هم دکتر شرکت بهم استعلاجی داده. احتمالاً بمونم خونه و به امورات خونه برسم. فعلا که در خونه هیچ نشونه‌ای از سال نو پیدا نمیشه بجز سبزه‌های سبز نشده من. طبق تمام سالهای گذشته. خداوکیلی آخر پشتکارم.