1. با توجه به آخرین نظرات، اولین جلسه کلوپ مادران روز جمعه 10 اردیبهشت ساعت 6 تا 8 بعدازظهر تشکیل میشه. تنها شرط شرکت کردن هم مادر بودنه و اینکه بچه چند وقتشه اصلاً مهم نیست. (تاریخ اصلاح شد)
  2.  سی‌دی‌های کودک متعادل شامل 30 نشست هست و قیمت کلش 90.000 تومن. قیمت هر 5 نشست فکرکنم 15000 تومن باشه.
  3. سی‌دی‌های هلاکویی ۶ سری هست:
  • فلسفه تعلیم و تربیت
  • تربیت از تولد تا ٣ سالگی
  • تربیت از ٣ تا ٧ سالگی
  • تربیت از ٧ تا ١٣ سالگی
  • تربیت از ١٣ تا ١٩ سالگی

من MP3 خریدم هر سری 6000 تومن.

    4.  بنظرم دکتر هلاکویی و آقای سلطانی مبنای نظرشون که باید از کودک حمایت کرد تا خودش رشد کنه مثل کاری که باغبان برای گلش می‌کنه شبیه همه. ولی مطالب سی‌دی‌ها کلاً ربطی بهم ندارند. یعنی جای همدیگه رو نمیگیرند و هر دوتا خوبند ولی بنظر من سلطانی کاربردی تر و با جزئیات بیشتر هست. من که خیلی لذت می‌برم.

  5. بنظرم هر مادری برای سر کار رفتن یا نرفتن باتوجه به شرایط و دلایل خودش تصمیم گرفته. ولی این رو مطمئنم که مادری که برای خرید مبلمان جدید و ... سرکار رفتن رو انتخاب می‌کنه فقط توی سریالهای صدا و سیما پیدا می‌شه. مثل اینکه همۀ پولدارها بدجنس و دزد و کراواتی و معتاد و ... هستند تو این سریالها. من خودم از 4 ماهگی محمدعلی اومدم سرکار. البته خدا را شکر مجبور نبودم بذارمش مهد ولی مادری هم که بچه‌اش را میذاره مهد حتماً تمام فکرهاش رو کرده و این تصمیم رو گرفته. کما اینکه بنظر من رسیدگی و توجه به بچه‌های شیرخوار تو مهد شاپرک خیلی خوبه. من کاملاً با نظر لیلی عزیز موافقم که مادری که کار می‌کنه درجهت ساختن جهانی (یا حتی کشوری) بهتر برای فرزندش داره تلاش می‌کنه پس بسیار قابل تقدیره. درضمن فکر می‌کنم کیفیت زمانی که من با محمدعلی بودم نسبت به خیلی از مادرهای خانه‌دار بهتر و مفیدتر بوده.

اما مشکلی که اینجا وجود داره چیزی است که تقریباً همه مادرهای شاغل حسش کردند و اون نبود امکانات و استانداردهای لازم برای مادران شاغل هست. کلاسها و برنامه‌های نسبتاً متنوعی میشه برای مادران خانه‌دار پیدا کرد ولی برای مادران شاغل اینطور نیست. دم دستی تر از همه همین مؤسسه مادران امروز هست. 3 سال هست که من برنامه کلاسهاش رو پیگیری می‌کنم. همشون یا 9 -11 هستند یا 4-6. ساعاتی که برای من باتوجه به ساعات کاریم امکان‌پذیر نیست. یا کلاسهای مادر و کودک بادبادک به همین صورته. چیزی که من دنبالش هستم ایجاد امکاناتی برای مادران شاغل هست. بطوریکه مادر با خیال آسوده‌تر و آرامش بیشتر به کارش برسه. خیلی طول می‌کشه که محدودیت‌های مادر تو این مملکت به رسمیت شناخته بشه و بدون هیچ منتی بهش بها داده بشه. بها دادن این نیست که یک روز رو روز مادر انتخاب کنیم و یک هفته از صبح تا شب از عشق مادر و بهشت زیر پای مادران و ... حرف بزنیم و تنها عملمون یک شاخه گل باشه براشون. خود من که تو اون یک هفته روم نمیشه تو صورت هیچ مادر از دست داده‌ای نگاه کنم. خیلی طولانی شد ولی هنوز خیلی چیزها تو دلمه که یکروز میگمشون.

فردا برای مأموریت باید برم اردبیل. تمام فکر و ذکرم اینه که محمدعلی رو چیکار کنیم.