این روزها تا سر یک کاری باهاش مخالفت کنم میگه تو اصلاً مامان من نیستی، من میرم یک مامان دیگه برای خودم پیدا میکنم. بهش میگم ولی من نمیرم پسر دیگه‌ای پیدا کنم تو بهترین پسر دنیایی برای من. من خیلی دوستت دارم و فقط تو پسرمی. بعد نگاهی بهم میکنه و میگه باشه من هم دیگه دنبال مامان دیگه نمیگردم. تو مامانم باش. اونوقته که تمام قلبم پر از خوشی میشه.

خدایا میخوام بگم من هم دنبال هیچ خدای دیگه‌ای نمیگردم، هیچ سرپناه دیگه‌ای رو بجز تو نمیشناسم و دلم میخواد که فقط بنده تو باشم. چقدر ماه رجب و دعاهاش رو دوست دارم. حتی بعضی وقتها مزه‌اش بیشتر از ماه رمضونه چون یکجور آغازه. یکجور ورود به ماه‌های خاص و رحمت خدا. ای که به کسی که چیزی نخواسته و شناختی ندارد عطا میکنی، به من هم محبتت رو بچشان آنچنانکه هیچ چیز دیگه‌ای بجز تو رو نبینم و نخواهم.

خدایا ممنونتم که بر من منت گذاشتی و مرا مادر کردی که بتونم حس محبت بیدریغ رو به یک موجود دیگه بچشم.