کلی امیدوار بودم که فردا یعنی بیستم مهر خونمون رو تحویل بگیریم. ولی مستأجر محترم که تا حالا هم تمام همکاریهای لازم برای نشون ندادن خونه به ما رو انجام داده بودند گفتند ٧ آبان خونه رو تخلیه میکنند. این بود که از جمعه تا حالا آزاده تبدیل شده به یک موجود ناراحت آزرده بداخلاق و گریه‌وو که تحملش خیلی کار راحتی نیست. البته اگر اطرافیان میدونستند که بجای نصیحت کردن و گفتن اینکه ١٧ روز که چیزی نیست باید میگفتند تو حق داری و الآن بخاطر تو هم که شده میریم حسابشون رو میرسیم و ... قضیه خیلی زودتر تموم میشد. در همین راستا پسر ما هم که شدیداً به همه چیز کار داره فرمودند که "مامان گریه نکن حلّش میکنیم، تو باید با بابا همکاری کنی" که البته بنده دوتا شاخ رو سرم سبز شد که این جمله‌ها رو از کجا آورد این پسر!!!

دیروز هم شیراز مأموریت بودم و چهارشنبه هم باید برم سمنان. اینه که آزاده این هفته مارکوپولو شده.

ولی تمام داستانهای بالا مانع برگزاری جلسه پنجشنبه "ب مثل بازی" نمیشه. برای اطلاع از برنامه به وبلاگ خودش مراجعه کنید. راستی مامان‌هایی که چند بار اومدید و دیگه نیومدید ما دلمون خیلی براتون تنگ شده.