سخته از دست دادن کسانی که یکنفر نیستند، یک پشتوانه اند، یک الگو. کسی که یک عمر برای تمرین چیزهایی که ازش یاد گرفتی کمه. کسی که همه میتونستند به خیرش امیدوار باشند.  از بچه تا پیر رو درک میکرد و همه کار برای آرامش و شادیشون انجام میداد. وقتی پیشش بودیم همه چیز مطابق میل ما بود. همه چیز با بهترین کیفیت. یادتونه یکبار مفهوم ایزو رو چقدر قشنگ برای من توضیح دادید. حقیقتاً باورش برام سخت بود. پدربزرگ 82 ساله من ایزو رو از کجا میشناسه و اینطور قشنگ تو خونه بکار میبره. بدون اغراق فهمیده ترین آدم تو زندگیم بودند تا حالا. جاشون خالیه، خیلی خالی. اونقدر که تصور پرشدنش هم محاله.

 

پدرجون و خانواده ما (نوروز ٨٧)

پدرجون و محمدعلی، مهدیار و علیرضا (نوروز ٨٧)