• مادر و پدر نمونه‌ای که ما باشیم صبر میکنیم بچمون تو ماشین خوابش ببره بعد به اولین سوپر که رسیدیم یک بسته چی‌توز موتوری میخریم و حالش رو میبریم.
  • بچه نمونه‌ای که محمدعلی باشه کنار ضریح امامزاده احساس اسپایدرمن بودن بهش دست میده و از پنجره‌ها شروع میکنه بالا رفتن.
  • مادر معلوم‌الحالی که من باشم عاشق بچه‌های باجنبه‌ای هستم که هر چی محمدعلی هلشون بده یا اسباب‌بازیش رو بهشون نده صداشون در نمیاد و گریه‌زاری راه نمیندازن و آبروی آدم رو نمیبرن.

 

خبرهای مهم اینکه ما هفته پیش اسباب‌کشی کردیم، مأموریت بندرعباس رفتم و اولین جلسه ترم جدید "ب مثل بازی" برگزار شد. تا اینجا که با یاری خدا عالی بوده همه چیز. آشنا شدن با مادرهایی که اینقدر به بچه‌هاشون اهمیت میدهند و دنبال روش‌های درست رفتار با کودک هستند یکی از بینظیرترین تجربه‌هایی هست که دارم. کلوپ مادران روزبروز پر جمعیت‌تر خواهد شد. ایمان دارم.

فردا هم اولین جلسه "چگونه باشیم" با یاری خدا برگزار خواهد شد.