تو کیف پسرک کاغذ گذاشته‌اند که برایشان هدیه کریسمس تهیه کنیم و به مهد بدهیم. گویا قرار است چهارشنبه جشن کریسمس بگیرند برایشان. چند وقتی هست که ما اسباب‌بازی خریدن را تحریم کرده‌ایم. دلیلش هم این است که بنظرمان بیش از حد اسباب‌بازی دارد. دیگه هم اتاقش جا ندارد، هم خودش خیلی کیف نمی‌کند و هم من توان جمع‌ و جور کردن این همه اسباب‌بازی را ندارم. همین چند روز پیش بود که در جریان اسباب‌کشی کلی بتمن و اسپایدرمن و مرد اتمی و بن‌١٠ و کینگ‌کنگ جانباز بالای ٧٠% رو انداختم دور. نمیتونم هم ببخشمشان. چون مال من نیستند و متعلق به پسرک هستند و باید خودش راضی باشد به اینکار که البته معلومه که نیست. حالا موندیم با این قضیه پاپانوئل چیکار کنیم. میشه اصلاً اونروز نفرستادش مهدکودک. مثل همونکاری که روز جشن هالووین کردیم. چون برامون همچین جشنی جالب نبود. البته بنظر کلی از خانواده‌های دیگه جالب بود و ما بنظرشان احترام میزاریم. ما فقط راجع به محمدعلی نظرمان را ابراز میکنیم تا زمانی که خودش برای خودش تصمیم بگیره. مشکلی که این دفعه پیش میاد اینه که از قبل کلی مهد رو تزئین میکنند و میترسم بچه چشم‌انتظار جشن بمونه. مشکل دیگه اینکه گیرم ما بیخیال تحریم شدیم و جشن رو هم پذیرفتیم و اسباب‌بازی خریدیم و فرستادیم مهد. اومجا وقتی همه اسباب‌بازیهاشون رو باز میکنند شروع میکنند به مقایسه با هم. پارسال با اینکه من ماشینی رو که از چند وقت قبلش تقاضای خریدش رو داشت براش خریدم، چون اسباب‌بازی دوستش اسپایدرمن بود اصلاً مال خودش رو تحویل نگرفت و من کلی خیط شدم. مشکل آخر هم اینکه گیرم تحریم لغو شد، جشن پذیرفته شد و پسرک هم از اسباب‌بازیش خیلی خوشش اومد ولی این حس سپاسگزاری رو نسبت به پاپانوئل پیدا میکنه که کلاً تو فرهنگ و زندگی ما جایی نداره. یعنی یکجورهایی احساس میکنم این  مراسم ارزش افزوده‌ای نداره. اگر ما خارج از ایران بودیم و این مراسم هرسال برگزار میشد میتونست اثر تربیتی خوبی داشته باشه، من منکر این قضیه نیستم. بحث من شرایط زندگی خودمونه. کاش میشد این مراسم‌ قشنگ دیگران رو یکجوری برای فرهنگ خودمون بومی کنیم. مثلاً عمونوروز یا یک شخصیت مذهبی. چرا بچه‌های ما امام حسین علیه‌السلام رو فقط باید با سر بریده بشناسند. چقدر ما از محبت پیامبر به کودکان شنیدیم. نمیشه شبیه این مراسم رو روز هفده ربیع یا مبعث برگزار کرد؟ هرچند که با این طرز اجرای دین ...