خواندن این پست به افراد ذیل توصیه نمیگردد:

  1. کسانی که ناراحتی قلبی دارند.
  2. کسانی که نسبت به فحش حساسیت دارند.
  3. کسانی که به تازگی بچه دار شده اند و خیلی به تربیت بچشون خوشبین هستند.
  4. کسانی که بچشون پاشو از خونه بیرون نمیزاره و هیچ سی‌دی دوبله شده‌ای نگاه نمیکنه.
  5. کسانی که خیلی خوب راجع به من فکر میکنند و تصورشان این است که من مادر نمونه‌ای هستم.

افراد مشمول گزینه ۵ واقعا حق ندارن بخونن.

  • چیزی میخواست و من خیلی محکم مخالفت کرده بودم در نتیجه بدجوری بهش برخورده بود. با عصبانیت هرچه تمام به من میگه: "بوگندو، کثا ف ت، خفه شو و در آخر ش اش. " یعنی اون در آخر گفتنش اوج هیجانی بود که به قضیه داد.
  • همیشه مواقعی که دستش رو تو دهنش میکنه بهش میگیم که میکروبها میرن تو دلت اونوقت ا س ه ا ل میگیری. حالا رفته دستشویی میگه مامان پ ی پیم سفت شده. میگم بله مامان. میگه دستم رو تو دهنم نکردم. میگم: آفرین مامانی. میگه غافلگیرتون کردم. (یعنی فضای خونه ما مملو از هیجان و غافلگیری و اینهاست)
  • رفتیم براش خرید کنیم قرار میشه باباش بره نماز بخونه. میگه بابا شما برو نمازت رو بخون، من و مامان هم با هم چرت و پرت میگیم. مادر من ذوقمرگ میشم اینقدر که به من احترام میزاری.
  • اومده میگه چهارشنبه باید بیای مهد که کارهای بدمون رو بهت نشون بدن. امروز زدم تو چشم سارینا، کانیا رو هم از پله‌ها هل دادم. (خدا رحم کنه احتمالا برسه به راهنمایی میاد میگه یک نفر رو کشتم)

اصلا این روزها همچین توپ توپ احساس مادر نمونه بودن دارم. کسی جایی رو میشناسه که از بهترین تربیتها تقدیر کنن. میخوام خودم رو معرفی کنم.

 

یک کوچولویی هست که هنوز بدنیا نیومده هم حسابی دل ما رو برده و هم نگرانمون کرده. دعا کنید تا پنجشنبه همه چیز بخی بگذره.