سلام. توی این چند وقته اصلا فرصت نکردم که آپدیت کنم. حسابی سرم شلوغ شده و نه سر کار در شرکت فرصت سر خواروندن دارم نه خونه.

جمعه با یک تاخیر ١٢ روزه برای آقا پسرم تولد گرفتیم. البته یک مینی تولد. تولد در ٢ سانس مختلف برگزار شد. اول در خدمت دوستان بودیم و بعد خانواده. بعد از ٢ سال اولین بار بود که بدون کمک گرفتن از کسی تونستیم یک مهمانی خوب خونمون برگزار کنیم. هم محمد علی تمام مدت پیش خودم بود هم کلیه غذاها را توی خونه خودم درست کردم و جای شما خالی مهمانها که کلی تعریف کردند. من هم برای اینکه به خودم ثابت کنم روزها زندگی انگلی و آویزون بودن به مامان و ... تموم شده ۵ جور غذا درست کرده بودم. البته کمکهای مهربان همسر غیر قابل باور و شگفت انگیز بود. من که حسابی ممنونشم و قدرشناس.قلب عزیزم من و محمد علی هرگز محبتهای بیدریغ شما را از یاد نمی بریم.

این هفته ذشرکت کارمون خیلی زیاد بود البته مثل بیشتر وقتها.کلافهباید بودجه اصلاحی سال ٨٧ را تهیه کنیم با nتا کار دیگه همزمان. شدیدا دلم میخواد محمدعلی رو یک مهد مطمئن و تا حدودی مذهبی (نه یک جای خشک) و با یک مربیهای مهربون بذارم. اگر کسی اطراف ونک و چهار راه جهان کودک جایی را میشناسد لطفا معرفی کند. ممنون میشم.

محمد علی شدیدا عاشق کارتون پو وینی خرسه شده و کلا برای سنش هم فکر میکنم کارتون مناسبی یاشه. شبها قبل از خواب کلی برای خودش تعریف و یادآوری میکنه.

کیک تولد