• دکتر هلاکوئی میگه بچه‌های ۵ ساله مثل فرشته‌ها میمونند. البته من فکر میکنم شاید همه بچه‌ها مثل فرشته‌ها میمونن ولی ۵ سال طول میکشه تا مادر  پدر یاد بگیرن چطوری رو اعصاب بچشون قدم نزنن. ما رابطمون با محمدعلی خیلی بهتر شده. دیگه تقریبا میدونم کجاها چجوری باید رفتار کنم. میدونم تحمل بیداریش حدودا ١٢ ساعته. اگر بعدازظهر نخوابیده باشه یکجوری تنظیم میکنم که ساعت ٧ و ٨ شامش رو بخوره. بعدش هم میدونم که عمرا بره تو اتاقش بگیره بخوابه و ما به زندگیمون برسیم. راهش اینه که ساعت ٨.۵، ٩ سوار ماشینش کنیم و بریم یک دوری بزنیم. توی ماشین سه سوته خوابه. بعد میتونیم بیایم خونه و بزاریمش تو تختش. اگر عصر خوابیده باشه مثل دیشب که از ساعت ۴.۵ تا ٧ خوابید، زودتر از ساعت ١١.۵ خاموشی اعلام نمیکنم. ساعت ١٠ دیگه کم‌کم چراغها رو کم میکنیم و بهش میگیم که این کارتونی که میبینی دیگه آخریشه. میدونم که چونه میزنه که یکی دیگه. بعد یکی دیگه رو حین مسواک زدن میبینه. بعد دوتایی میریم تو تختش و "ییب و یانکه" میخونیم.(همه چراغها خاموش شده و بابایی هم خوابیده) صفحه ۵١ و ۵۴ سری ٢. حال میکنه وقتی ییب همه کشمشها رو میریزه تو دهنش. بعد هم کم‌کم (مثلا دیشب تا ساعت ١٢.۵ طول کشید) میخوابه و من هم میرم سر جام. (توضیحات کافی بود منصوره جان؟) موقعهایی که سیره اصرار نمیکنم که چیزی بخوره. یکجاهایی هم خط قرمز میزارم و سعی میکنم ازش تخطی نکنم. من سی‌دی بن١٠، اسپایدرمن و بتمن نمیخرم. دلیلش هم اینه که بتمن و آقای فریز و معمای زن خفاشی و اسپایدرمن و دکتر اختاپوس رو داره. بقیه قسمتهاشون هم واقعا کاراکترهای ترسناک و خشنی داره که اذیتش میکنه (قبلا امتحان شده). حالا هرچی گریه زاری و اینها باشه فیاده نداره دیگه. برای بازی کردن و استفاده از وسایل خونه درجهت تخیلاتش تقریبا هیچ محدودیتی نداره. سعی میکنم یک وقتی رو برای اینکه خودمون باهاش بازی کنیم درنظر بگیریم که نتیجه خیلی خوبی داره.
  • اتمک درست پشت پاساژ آرین قرارداره و تو پاساژ هم یک شکلات فروشی هست که فقط چیزهای خارجی داره و قیمتهاش هم بالاست. چندبار محمدعلی از اونجا خرید کرده و حالا دوست داره هر روز بره اونجا. قرار گذاشتیم که اگر بدون غرغر بره مهدکودک روزهای سه‌شنبه بریم خرید کنه. میخوام یک مقداری هم پول‌توجیبی براش درنظر بگیرم که خودش بتونه مدیریت کنه و برای چیزهایی که دوست داره برنامه‌ریزی کنه. اینجوری هم انتظار رسیدن سه‌شنبه چیز خوبیه و باعث میشه یاد بگیره که بعضی وقتها باید برای بدست آوردن چیزهایی که دوست داریم باید صبر کنیم و هم ارزش پول رو یاد میگیره.
  •  میدونه که من سک‌سک نمیخرم براش چون چیزی که توش رو نبینیم نمیخریم. (چندبار سی‌دی‌های مزخرفی توش بوده) گذاشته بودمش پیش مامانم. رفته گفته برام سک‌سک بخرین، بعد هم گفته "خدا کنه مامانم دیر بیاد که من یادم بره گفته سک‌سک نخر."
  • مامانهایی که بچه‌هاتون مهدکودک میرن اگر دوست دارید  جهت کمک و همفکری با بقیه مادرها، تجربه‌هاتون رو اینجا بنویسید تا بقیه هم بتونن استفاده کنن. کامنتها رو هم من به متن منتقل میکنم که شبیه بحث و تبادل نظر بشه. میتونیم تجربیات مدرسه‌ای رو هم بنویسیم حتی.
  • کلاسهای چگونه رفتار کنیم از این فردا شروع میشه، اگر دوست دارید شرکت کنید.

راجع به پست قبل باید بگم من خیلی به جناب فردوسی ارادت دارم‌ها. منظورم این بوده که شما هم بد برداشت نکنید از این شعرش.چشمک