سلام. امیدوارم که عبادات همه توی این ماه بزرگ خدا قبول باشه و همه تونسته باشیم از لحظات این ماه استفاده کنیم. من هم تو شبهای قدر برای همه دوستهای عزیز اینترنتی دعا کردم و اونهایی که مشکلی دارند امیدوارم بزودی حل بشه.

دیشب ما افطاری دعوت بودیم اتمک. اینقدر عالی بود که حد نداشت. سفره افطار که به کمک همه خانواده ها و خود اتمک چیده شده بود و دعاهایی که خوانده شد همه عالی بود. خیلی خوشحالم که اتمک رو پیدا کردم و محمدعلی تونست از فضای اون  استفاده کنه. باغچه محمدعلی و محصولاتی که خودش کاشته بود را هم دیدیم. سعی میکنم عکسهاش رو بگذارم. اینقدر با غرور از محصولاتش حرف میزنه که حد نداره. حاضر هم نیست بفروشتشون. بهش میگیم ما ازت تربچه میخریم. میگه نمیتونید. اینها رو من براشون زحمت کشیدم قیمتشون خیلی بالاست. سیصدهزار تومنه.تعجبسوالبامن حرف نزن

یک شب هم افطاری مهمون داشتیم. یک خانواده خیلی محترم همراه با یک شیخ بزرگوار. کلی قبل از مهمونی بهش سفارش کردیم که امشب باید خیلی با احترام رفتار کنی. نتیجه این شد که مهمانها که داشتند نماز میخواندن رفتبالا سرشون و موقع سجده تفنگش رو گذاشت رو سرشون و شلیک کرد. بعد از افطار هم به شیخ گفت میای با من سی‌دی ببینی. آخر شب هم داد زد که به مهمونها بگو برن من  میخوام بخوابم. از فرداش من و حمیدرضا منتظریم یک لوح افتخار به مناسبت تربیت فرزند برامون بیارن.

من راهنمایی میخوام برای برگزاری تولد محمدعلی. با این هدف که به خودش و بچه‌های دیگه خیلی خوش بگذره و در عین حال یک جوری هم نباشه که فکر کنه خبریه و خودشیفته بشه. تقریبا سه ماهه که داره روزشماری میکنه برای تولدش. خانم دادبه میگن تولد برای اینه که 365 روز زمین بدور خورشید گشته و ابر و باد و مه و خورشید و فلک زحمت کشیدند تا این بچه دستاوردی داشته باشه و بزرگترین هدیه هم همین است. حالا اینکه این رو چجوری پیادش کنم نمیدونم.

تازه یک خبر خیلی مهم. یک سر به اینجا بزنید. اگر دوست داشتید ثبت نام کنید و عضو شوید.

 دوستهای عزیزم من راجع به اتمک مفصل اینجا نوشته‌ام. سایت خودش هم این هست:http://zendegibakoodakan.org