محمدعلی: میدونی مامان، رستم با عصاش زد دریا رو نصف کرد، بعد همه سوار کشتی شدند که غرق نشن.

من و حمیدرضا:تعجبنیشخند واقعا همچین چیزی رو نمیدونستیم خب.

--------

محمدعلی: فقط آدمهایی که مغز ندارن، اصلا خرد ندارن میرن حیوونها رو میکشن و پوستشون رو میکنن. میدونی خرد چیه؟

من و حمیدرضا: سوال

-------------

محمدعلی: تو کارتو دنیای وحش شیه میاد یه نرعه خیلی بلند میزنه که همه وحشت میکنن.

----------------

محمدعلی: بابا من اصلا ناراستی رو دوست ندارم.

--------------

من در حال تعریف کردن داستان هاجر و حضرت اسماعیل: بعد بچش تشنه بود و مامانش تو کوهها داشت دنبال آب میگشت.

محمدعلی: خب چرا از شیر خودش بهش نداد.

من:ابله