یکی از کلیدهای رفتار با کودک این بود که هرگز فکر نکن فرزندت بچه هست و نمیفهمه. خانم دادبه هم در توضیحش فرموده بودند که بچه‌ها "پیرِ رِند 80 ساله" هستند و فقط اطلاعات خاکیشون از ما کمتره. این رو همینجا نگهدارید. از اونطرف ما تو کلاسهای "هفت خوان پاکی" بازهم با خانم دادبه، یکی ازتمرینهامون این هست که امری زندگی نکنیم و پرسشی زندگی کنیم و برای هر کاری ببینیم چی دوست داریم و اولویتهامون چیه.

و اما ماجرا

محمدعلی صبح از خواب بیدار شد و با بغض پرسید که امروز تعطیله؟ گفتم نه پسرم. خیلی محکم جواب داد که "من ترجیح میدم امروز نرم مهد، چون خواب بد دیدم و تو مهد یادم میاد و گریه ام میگیره"

نتیجه این مکالمه با درنظر گرفتن درسهای بالا این شد که محمدعلی و پدرش موندند خونه و من که باید میرفتم سمینار مدیریت هزینه از خونه اومدم بیرون. البته اگر من نباید میرفتم سمیناری که از طرف شرکت ما فقط من بودم و مدیرم و مدیر مدیرم، حتما میموندم خونه. ولی خب مثل همیشه آقای همسر کاملا همراهی نمودند.

در اینجا جاداره مراتب سپاسگزاری خودم را ابراز کنم به:

اول حمیدرضا و مادر عزیزم که همراهی همیشگیشون باعث شده که من بتونم هم در این کلاسها شرکت کنم و هم با کمک همدیگه سعی کنیم اجراشون بکنیم.

دوم گوهرناز پشوتنی عزیزم که با خلق محیطی عالی برای بچه ها مهارتهای زندگی رو بهشون آموزش میده و این باعث شده که محمدعلی خیلی خوب بتونه خواسته هاش رو بیان کنه و ارتباط برقرار کنه و همچنین با برگزاری کلاسهایی برای بزرگسالها، آموزشهای لازم رو به ما هم بده.

سوم استاد عزیزم بانو دادبه که با کلاسهای پر از عشقشان ما را راهنمایی کنند برای داشتن زندگی بهتر.

 

یک چیز دیگه اینکه نمیدونم اینجا گفتم یا نه. اتمک تبدیل شده به آوند. من مشخصات جدیدش رو اینجا نوشتم. ثبت نام دوره های ترم جدید هم شروع شده. من که شدیدا توصیه میکنم.

این هفته جمعه 25 آذر هم یک تور خانوادگی برگزار میکنند.

مکان: پارک پردیسان

موضوع: آشنایی با حیوانات و فعالیتهای گروهی

زمان: ساعت 7.30 تا 13

تلفن تماس: 22266912

اگر هم معرف خواستند بگید مامان محمدعلی.

ما هم ثبت نام کردیم.