١- اگه میخواهید به انواع و اقسام ناراحتیهای روحی روانی دچار شید بچتون رو هر روز با گریه و ضجه موره بزارید مهد و برید سر کار. عصر هم زودتر با یک ساعت مرخصی و کلی استرس دیر رسیدن برید دنبالش. اینقدر در طی روز حالتون خوبه و کارهاتون خوب پیش میره که حد و حساب نداره.

٢- به دلیل بحران کم خوابی و مشکلات ناشی از آن تصمیم جدی داشتم که شبی بیشتر از یک قسمت لاست نبینم. دیشب که اولین شب تصمیم همراه شد با شروع سیزن ۴، کمتر از سه قسمت و نیم نشد ببینم. این سیزن ۴ دیگه واقعا ناجوانمردانه است. هرچقدر هم که خوابت بیاد نمیتونی خاموش کنی بری بخوابی مگر اینکه همسر محترمه شخصا وقتی ببینه تمام خواهشها و درخواستهای محترمانش برای خاموش کردن خودشون دست بکار شوند و دستگاه رو خاموش کنند.

٣- فکر کنم به خوبی و خوشی دیگه امسال آخر سال اخراجم کنند برم شینم سر خونه زندگیم، صبحها تا پسرک رو بزارم مهد و بیام شرکت میشه ساعت ٩.۵ تا ١٠ و عصرها هم برای اینکه بموقع برسم دنبالش باید ساعت ٣.۴۵ دیگه برم بیرون. ولی دیروز اینقدر خوش گذشت که ساعت ۵ خونه بودم و یک فرصتی شد که کمی استراحت کنم و بعد هم بموقع شام درست کنم و محمدعلی هم ساعت ١٠.۵ بخوابه.

۴- من تاحالا فکر کنم ٢ یا ٣ تا فیلم توی جشنواره دیدم اون هم یکی بلیط داشته کس دیگر رو هم پیدا نکرده من رو با خودش برده. امسال اینقدر هوس جشنواره رفتن کردم که نگو. حالا یکی نیست بگه تو که سینما معمولیش رو هم ٢ سال پیش اخرین باریه که رفتی چه برسه به جشنواره.

خب اینجا وبلاگ خودمه میخوام یکخورده قربون دست و پای بلوری بچم برم اگه از نظر کسی مشکلی داره میتونه نخونه.

جمعه رفته بودیم خونه عمم دیدن مادربزرگم، محمد علی اومده میگه مامان این بردیاست؟ رفتم میبینم عکس بچگی نوه عممه که واقعا شبیه بردیا بود. خیلی وقت بود که بردیا رو ندیده ولی حواسش خیلی جمعه.

بابام ازش میپرسه محمدعلی تا حالا سوار هواپیما شدی؟ میگه آره. ازش میپرسه با هواپیما کجا رفتی؟ منتو دلم میگم الآن یک چرت و پرتی از خودش میسازه. چمیدونه کجا رفته که. جواب میده با هواپیما رفتم مسافرت. اونجا بازی کردم و بدو بدو کردم. من رومیگیتعجب

پسر عمم بهش میگه خوبی؟ جواب میده من خوبم تو سلامتی؟

صبح تو مهد کودک بهش میگم ببین مامان محمد رفته سر کار، مامان آوین رفته سر کار، مامان نوشین رفته سر کار. به مربیش میگه خاله فریده جون برو سر کار.

شدیدا به کبرا ١١ علاقه پیدا کرده. اگه کشف کنه که الآن داره پخش میشه دیگه نمیشه کانال رو عوض کرد. کاملا هم میشینه داستان رو دنبال میکنه. مرتب هم توضیح میده اقا کار خطرناک کرد. آقا رفت. آقا تصادف کرد. آخرش هم میگه جالب بود.