دیروز از آوند با من تماس گرفتند که یک جلسه داریم با چندتایی از خانواده ها و خانم موفقیان راجع به کنجکاویهای این چند نفر با ما صحبت می کنند. بعد از جلسه داشتم فکر میکردم که واقعا اگر این چیزها رو نمیدونستم برخوردم چی بود؟ چقدر این اطلاعات بهم کمک کرده که هم آرامش داشته باشم و هم بدونم برخورد درست چیه و تا حدودی اون رو اجرا کنم. خب خوبه که من از 2.5 سالگی محمدعلی وارد این داستانها شدم و تو کلاسهای زیادی شرکت کردم و مطالب زیادی گوش دادم و خوندم ولی همچنان حسرت اینکه کاش در دوران قبل از بارداری و یا حداقل بارداری اطلاعات کافی داشتم رو دارم. موقعی که محمدعلی نوزاد بود و یکبار خیلی بیقراری میکرد و ما هم دست و پامون رو گم کرده بودیم مادرشوهرم بهم گفت از پای درس و کتاب بلند شدید و بچه داری بلد نیستید. الآن میدونم که راست میگفت بنده خدا. کاش به اندازه ماشین برای بچه ها ارزش قائل بودیم و بدون گواهینامه سراغشون نمی رفتیم. دلیل ایجاد کلوپ مادران و گروهمون هم همین بوده. یکجور احساس مسئولیت که اقلا چند نفر دیگه مثل من حسرت نخورند. بحث بازی با بچه ها خیلی خیلی خیلی مهمه. چون دنیای بچه بازیه. با بازی درست و ایجاد فضای مناسب میشه یک بچه رو خلاق و با عزت نفس و با اعتماد بفس و شاد بار آورد و بالعکس با بازی نا مناسب میشه اون رو سرکوب کرد و تمام اعتماد بنفس و عزت نفسش رو از بین برد. به همین سادگی و به همین بدمزگی. شاید ایجاد یک فضای خانه بازی بتونه بیزینس خیلی بهتری باشه تا گذاشتن کلاس نقش بازی در رشد کودک متعادل ولی من ترجیح میدم ماهیگیری رو یاد مادرها بدم و اصول بازیهای درست و توانمندساز رو بجای اسباب بازی. مطمئنم که اکثر شما مثل من حدود یکسالگی کودکتون براش حلقه هوش رو خریدید ولی نمیدونم چند نفرتون میدونستید که با حلقه هوش بچه میتونه 101 بازی بکنه!!!!!!!!!!! من که نمیدونستم خودم. امیدوارم که خدا یاریمون کنه تا بتونیم حداقل چند نفر رو آگاه کنیم.