اولش خودم حالم خوب نبود و حوصله و توان نوشتن نداشتم. بعد یکروز که اومدم بنویسم  تا گودر رو باز کردم خبر از رفتن مادر نازنین داد. چند روز بعد که اومدم بنویسم خبر پرواز بردیای عزیز رو دیدم که حقیقتا داغون کننده بود و حالا هم زلزله. ماه رمضان پرحادثه ای بود امسال. خداوندا میدونم که همه رفتنی هستیم و باید به این دنیا به چشم گذرگاه نگاه کنیم. میدونم که اونها که رفتند زنده هستند و ماییم که ناتوانیم از فهم حقایق خلقت. میدونم که وقتی از دانشگاه فارغ التحصیل میشیم دلتنگی رو داریم ولی هیچکس به ذهنش هم خطور نمیکنه که بیتابی کنه و تسلیت بشنوه. میدونم کسانی که رفتند از این دنیا فارغ شدند ولی خواهش میکنم به بازماندگان صبر بده. صبر زیاد. خیلییییییییییییییییییییییییییییییی زیاد. و به من هم شعور شکر خودت را در همه لحظه های زندگیم.

 

دوستان عزیزم جهت کمک میتونید به اینجا ها سر بزنید:

http://12shahrivary.persianblog.ir/post/135/

http://monti.blogfa.com/

http://massi1353.blogfa.com/post/110

http://anaa.persianblog.ir/

موسسه آوند هم کمکهای نقدی و غیر نقدی را جمع میکند.