جمعه صبح با چندتا از دوستامون قرار داشتیم بریم هتل رامتین صبحانه بخوریم (پیشنهاد میکنم امتحانش کنید) محمدعلی پدرمون رو درآورد تا حاضر شد. موقع برگشت میگه شما گفتید میخوایم بریم هتل، فکر کردم میخوایم بریم آمریکایی جایی من دوست نداشتم بیام.تعجب