سال 82 و 83 بود فکر کنم، روزهایی که از شرکت برمیگشتم سر راهم نزدیک خونه، یک مغازه ای باز شده بود که اسباب بازیهای فکری و کتاب داشت. مغازه اش متفاوت بود با مغازه هایی که تا اون زمان من دیده بودم. اسباب بازیها براساس سن از نوزادی رده بندی شده بودند و مفید و کاربردی بودند. بعد یک آگهی زدند که روزهای دوشنبه آقای سلطانی کارشناس کودک اینجا حضور دارند و مادران محترم میتونن سوالهاشون رو بپرسن فکر کنم (دقیقش یادم نیست). روزهای دوشنبه ساعت 5 جلوش پر از مادر بود. اون زمونها که من نه بچه داشتم و نه حتی تو فکرش بودم با خودم میگفتم چه مامانهای فعال و باحوصله ای هستند اینها. قبل از بدنیا اومدن محمدعلی ما از اون منطقه اسباب کشی کردیم و دور شدیم. از شرق تهران رفتیم غرب تهران. دوران نوزادی بیشتر برای من به این میگذشت که الان چی باید بخوره و یادمه از کتاب تغدیه نوزاد بعد از 6 ماهگی سر هفته هر چیزی که گفته بود رو مقید بودم که بخرم و بهفتن  سوپش اضافه کنم. هر روز کلی وقت صرف حریره بادوم و سوپش میشد و چون رفلاکس معده داشت اگر میخورد و تو دلش میموند من میتونستم شب راحت بخوابم. کم کم که بزرگتر شد و من تازه یادم اومد که باید دنبال دوره های فرزندپروری و کلاسهای مفید باشم آشنا شدم با مراکز خوب. تازه آشنا شدم با کلاسهای مادر و کودک. اونموقع بود که مرخصی میگرفتم تا محمدعلی رو ببرم کلاسهای بازی مادر و کودک موسسه بازی و اندیشه و یا بادبادک. تازه فهمیدم اون آقای سلطانی که دشنبه ها کلاس داشت چه استاد گرانقدریه و کاش من قبل از بچه دار شدن میرفتم کلاسهاش رو. شاید اونموقع میدونستم که سن نوزادی ارزشش خیلی بیشتر از اینه که فقط به تغذیه و سوپ بچه توجه بشه. اینجوری بود که شروع کردم به مطالعه و کلاس رفتن و سی دی دیدن و گشتن برای جای مناسبی که بتونم محمدعلی رو بهش بسپارم. از شاپرک دراومدیم و رفتیم آوند. ولی هرچی گشتم جایی که واقعا درست درمون باشه پیدا نشد. از این نقطه بود که تصمیم گرفتم خودم کاری بکنم. روزی که رفته بودم مصاحبه برای ارشد روانشناسی کودک، استادی که با من مصاحبه میکرد خیلی تعجب کرده بود که مهندسی صنایع برای چی اومده اینجا. بهش گفتم من تصمیم گرفتم بجای لعنت به تاریکی شمع روشن کنم. میخوام اگر من جایی رو پیدا نکردم و یا خیلی چیزها رو دیر فهمیدم به بقیه مادرها کمک کنم که مشکل من رو پیدا نکنند. 

الان توی گروه هایی که توی شبکه های اجتماعی عضو هستم میبینم که واقعا 85% راجع به تغذیه کودک و نوع پوشکش صحبت میشه. دلم میخواد بهشون بگم دوران 0-2 سالگی از نظر رشد ذهنی دوران بسیار بسیار ارزشمند حسی- حرکتی هست که واقعا پیش نیاز رشد ذهنی و توانایی یادگیری در سنین بالاتر هست. این دوران رو از دست ندید. برنامه کلاسهای جدید مادر و کودک رو طوری تنظیم کردک که هر جلسه راجع ره مراحل رشد ذهنی و رشد شخصیت کودک نکات موثری رو بتونم تو کلاس مطرح کنم تا علاوه بر بازی مادر و کودک، جنبه آموزشی هم برای مادرها داشته باشه.