مهمترین خبر آخر هفته برگزاری آزمون دکترای علم و صنعت بود و اینکه حمیدرضا صبح جمعه امتحانش رو داد و خیالمون راحت شد. و بسیار احساس سرخوشی میکنه و بسی مهربان شده و ما کیفش رو میکنیم. ولی خداییش تو این چند ماه پوستمون کنده شد. امیدوارم نتیجه‌اش عالی باشه.

خبر دوم اینکه آقای محمدعلی پس از دیدن چند فقره فیلم اکشن و پلیسی شدیدا هیجانی شده و اعلام کردند که پلیس شده و میخواهند به دزدها کمک کنند و البته پس از خریدن یک فقره اسلحه زپرتی توسط مادرشون فرمودند که پلیس واقعی شده‌اند.

آقای محمدعلی بشدت آبروبر شده‌اند و به مامانشون لقب تپل مپل مهربون داده و در حضور همه هم از این عبارت استفاده کرده و آبرو برای مامانشون نگذاشته‌اند و مامانشون اگر کسی را که این عبارت بیناموسی رو به ایشون یاد داده پیدا کنه میدونه باهاش چیکار کنه.

مامان محمدعلی امروز فیش عیدی و پاداش آخر سال خود را دریافت کرده و با دیدن مبلغ کلیه انگیزه‌های خود را برای کار کردن و همچنین زندگی کردن در ایران از دست داده است و الان شدیدا در شرایط افسردگی بسر میبرد.

دیشب مراسم تولد پسرخاله محمدعلی بنام محمدطه در منزل مامانا برگزار شد و مامان محمدعلی مجبور شد سه تا هدیه بخره تا شاید یکیش به طه برسه. لازم بذکر است این دو پسرخاله از پس هم برمی‌آیند و پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است در آینده‌ای نچندان دور بعنوان اشرار محله دستگیر شوند.

مامان محمدعلی همچنان امیدواره که امسال موفق به خانه تکانی شود و البته این بستگی داره به اینکه روحیه خوب بابای محمدعلی تا کی حفظ شود.