این هم برای عزیزانی که راجع به قاب عکس پرسیده بودند. کلن وسیله خیلی باحالیه.

از تمام دوستانی که حال محمدعلی رو پرسیده بودند بسیار ممنونم. امیدوارم که هیچ بچه‌ای بیمار نشه. خدا رو شکر محمدعلی خیلی بهتر شده فقط بسیار ضعیف شده که باید تقویت بشه. امیدوارم کم کم ضعفش هم برطرف بشه. فعلن که داریم شدیدا نازش رو میکشیم و تمام موارد ممنوع حذف شدن. از جمله اینکه آقا دیگه عادت کردن پیش مامان و بابا بخوابن و ما شبها با صدای آواز ایشون میخوابیم. قبلن من براش لالایی میخوندم حالا برعکس شده. حتمن هم باید پتوی خودش روش باشه.

داشتم عکسهای مهد رو میچدم توی آلبوم اومده آلبوم رو برمیداره میزاره جلوی خودش. میگم مامانی میخوای عکسهات رو نگاه کنی. میگه نه میخوام روژیا رو نگاه کنم.قلب

رفته بودیم شهروند کلی اصرار کرد که توت خشک مانا میخوام. براش خریدیم، یکیش رو خورد بهش گفتم دوست داشتی؟ گفت آره. گفتم خدا رو شکر. میگه نه بگو نوش جان.تعجب

توی ماشین روی صندلیش نشسته بود پاهاش رو تو هوا تکون میداد. بهش گفتم مامانی پاهات رو بوس کنم. میخنده میگه اول جورابم رو دربیار.نیشخند

سه تا تخم مرغ رنگی رو مثلثی چیده ( دوتا رو کنا هم یکی رو گذاشته روشون) میگه شده میتسوبیشی.خنده

امروز هم با کلی گریه و داد و بیداد رفت مهد. تمام توی راه از مهد تا شرکت بغض داشتم. ولی خدا رو شکر بعد که زنگ زدم گفتند حالش خوبه و داره بازی میکنه.

روز جمعه هم تولد لیلین یکی از بچه‌های کلاسشون تو پلی‌هاوس فرشته است. پیشنهادی برای کادو برای یک فرشته کوچولوی سه ساله دارید؟