اندر احوالات ما اینکه پسرک بهتر به مهد میره و گریه نمیکنه دیگه. یک جعبه شکلات برای فریده جون و دو تا توی باکس جمعا به مبلغ 8500 تومن به اضافه روزی 45 دقیقه مرخصی عصرگاهی فعلا برای من خرج برداشته.

پروژه از پوشک گرفتن آقا کماکان در حال اجراست. شدیدا به پمپرز ش.و.ر.تی علاقمند شده و اصلا حاضر نیست پمپرز معمولی ببنده. خیال میکنه اون یکیها پمپرز نیستند.

4 شنبه اگه هوا خوب باشه میبرنشون باغ وحش. ممنون مهد شاپرک و ممنون خانم شریفی از اینکه کارهایی رو که من خیلی دوست دارم براش بکنم ولی وقت نمیکنم رو انجام میدید. میدونم که پذیرفتن مسئولیت این همه بچه برای بیرون بردن کار سختیه. این یکی از مهمترین نقاط قوت مهد شاپرکه. برای این فعالیتهای اضافه هم تا حالا هیچ پولی از ما نگرفته‌اند. میدونم که شهریشون زیاده ولی خیلی از مهدها هم شهریشون زیاده و هم هیچ کاری نمیکنند.

شبها تقریبا 200 بار سی دی 1 ماجراهای تیگر خونه ما پخش میشه. جالبیش اینه که من و حمیدرضا هم اگر فرصت پای تلویزیون نشستن رو داشته باشیم دنبال میکنیم انگار نه انگار دفعه 200.000 که داریم میبینیم. سی دی 2 که مرحوم شدن.

صبح داشتیم با حمیدرضا راجع به بچه و مشکلاتش و دردسرهاش و مسئولیتش و ... حرف میزدیم. یک مروری باهم کردیم دیدیم اگرچه خیلی وقتها کم آوردیم، خیلی وقتها مشکلاتمون زیاد شد ولی خدا رو شکر برآیندش الآن مثبته و نتیجه‌اش موفقیت آمیز.