ندید بدید

براش یک جفت از اینها خریدیم، بچم گذاشته تو جاکفشی و بعد جاکفشی شده امامزاده. درش رو باز گذاشته و همینجوری نشسته جلوش و زل زده به کفشها. موقع خواب هم میگفت در جاکفشی رو نبندید، دلم براشون تنگ میشه.

 

/ 12 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاره

[خنده][بغل] عزیزم.....تازه خوبه که! ما که بچه بودیم پامون می کردیم باهاش می خوابیدیم![نیشخند]

اقاقی

خوب بچه ام دلش تنگ میشه دیگه[خنده] منم همینطورم[پلک]

سیمین

ای جونم به دنیای بی ریاو پاک بچه ها

پرين

مبارك باشه واي ياد خودم افتادم تو اين سفر 100 تا عكس از دمپايي بچم انداختم تازه تو وبلاگم گذاشتم. نديد بديد به توان +100

طهورا

آخی... بچه ها... این تنها ساکنان سمت روشن و معنا دار زندگی...

آرزو

دانیال من سبزشو داره[مغرور] لینک شدید[ماچ]