جامعه رو به زوال

چهارشنبه ساعت 9 تا 11 اولین جلسه کلاس "رشد ج ن س ی کودک و نوجوان" تو موسسه آوند بود که توسط خانم موفقیان ارائه می شد. من فکر کنم خانم موفقیان رو قبلا هم اینجا معرفی کردم اما مجددا میگم که ایشون یک ماما هستند که کلاسهای خیلی خوبی در زمینه های "مراقبتهای دوران بارداری" ، "بهداشت روابط زناشویی" و همین کلاس بالا دارن که تو موسسه مادران امروز و مطب خودشان و همچنین موسسه آوند برگزار میشه.

اما غرض از این حرف ها این نبود که بگم من خیلی باکلاسم و هفته ای nتا کلاس میرم. میخواستم این رو تعریف کنم که ایشون میگفتند یک خانمی دخترش رو گذاشته بوده مدرسه یکی از این سفارتخانه ها و ترمی هم 5،6 میلیون میدهند برای آموزش. مدرسه نیاز به تعمیرات داشته و بچه ها را موقتا فرستاده بودند باغ سفارت. دختر این خانم میخواسته بره دستشویی و متاسفانه یکی از کارگرها تعقیبش میکنه و اتفاقی که نباید بیفته، میفته. سفارت فخیمه یک نامه معذرتخواهی داده و تمام. حالا این خانم میگفتند که خانم موفقیان، آخه دخترم فارسیش خوب نیست و ما کلی هزینه کردیم و اینها و تازه دکتر هم بردیمش و گفته خیلی اتفاق ناجوری نیفتاده برای همین از اونجا درش نیاورده ایم. حالا اون دختر بیچاره چقدر حالش بده و چقدر از اون محیط وحشت داره و دچار چه مشکلاتی شده بماند.از وقتی این رو که شنیدم واقعا حالم بده. واقعا اولویتهای تربیت بچه هامون چی شده؟ اصلا دایم به کجا میریم؟ اینجور وقتها ست که باورم میشه جمله استاد سلطانی رو: "جامعه ما رو به زواله" اینجور وقتهاست که دلم میخواد دست خانم پشوتنی رو ببوسم که با تمام مشکلات موجود ایستاده و آوند رو اداره میکنه و علاوه بر بچه ها آگاهی خانواده ها رو جزء واجبات کار میدونه.

کلاسهای خانم موفقیان رو از این هفته هم میتونید شرکت کنید.

این جمعه حالم بد بود. یعنی خیلی بدها. این pms لعنتی ایندفعه دیگه شورش رو در آورده. اون موقع که جلو محمدعلی داد میزدم و اومده بود من رو تند تند میبوسید میدونستم که احتمالا دیوونه شدم. چون هیچ جوری قادر به کنترل خودم نبودم و در عین حال به بدی کارم هم واقف بودم. هر تکنیکی هم از خانم دادبه یاد گرفته بودم انجام دادم ها ولی فایده نداشت. اینها رو گفتم که در جریان باشید که صاحب این وبلاگ همچین خانم با انرژی و با کمالاتی نیست و گاهی وقتها همسر و بچه اش بدجوری "آخی، طفلکیها. گناه دارند" هستند. البته خیلی خوب میشد که آخرش اینطوری تموم میشد که "عزیزم ممنونتم که من رو اینقدر خوب میشناسی و میدونی اینجور موقع ها چطوری حالم رو خوب کنی"، ولی خب نشد متاسفانه.

/ 21 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا مامان مارتیا

یعنی این خانواده آخرشن هاااااااا؟یعنی چه جوری میشه؟ شما چطور هم کار میکنی هم مادری و همسر و هم کلاس میری و هم کلاس میزاری مادر عاشق این هم فعالیتتم دوستم خسته نباشی واقعا من در شرایط مشابه وقتی فریاد میکشم مارتیا میدوه سراغم و میگه:من کار بدی کردم؟از من عصبانی هستی؟

منصوره مامان نورا

آزاده جان مثل همیشه ممنون بابت به اشتراک گذاشتن آموخته هات با ما . ماجرای این خانواده واقعا دلم رو به درد آورد. همش دارم فکر می کنم یعنی خانم توفیقیان موفق نشد نظر این خانم رو برای تغییر محیط آموزشی دخترش عوض کنه ! و در دلم آرزو می کنم که موفق شده باشه . فکر کنم یه مقدار خطوط این پست جا به جا شده بود عزیزم . خوندن بعضی از سطور گیج کننده بود !!!! یه خصوصی هم برات می ذارم آزاده جان . [خجالت]

نیکو

آزاده جاناز کلاس یوگای خنده آوند مام میتونیم استفاده کنیم یا فقط مال بچه های خود اوند هستش ؟ http://zendegibakoodakan.org/page11.html

نسیم

آزاده جان ممنون از اینکه تجربه های خوبت رو در اختیار ما هم میذاری... من از سایت وبلاکت رو پیدا کردم... یکم اطلاعات در مورد آوند میخواستم... مثل مهد کودکه ؟ از چه سنی تا چه سنی رو قبول میکنن.. پسر من 4 سالشه...وهر اطلاعات دیگه ای که بنظرت میاد... مرسییی

جاودانگی(مامان آراز)

اول تولدت مبارک آزاده جان دوم...رو به زوال نیست نابود شده....چند شب پیش جایی میهمان بودیم که می خواستند دختر 9 ساله اشان را بفرستند آپولونیا کالج که 2.5 ماهه زبانش کامل شود!!!!!!!!

شایلی

منم تولت رو با چند روز تاخیر تبری میگم عزیزم... راجع به این نوشته هم باد بگم دقیقا حرکت رو به زوال جامعه مون رو خوب میشه به عینه دید پیشرفت و عدم پیشرفت با فرهنگ و بی فرهنگی قاطی پاطی شده بلواشوبی شده واویلا... هر چه ضد فرهنگیه به کلاس تعبیر میشه و این وسط کلی هم هزینه میشه و اونهم میشه بهانه هر چه پیشرفت به ظاهر پیشرفته... راجع به پی ام اس هم یه پیگیری بکن راه حل زیاد داره من تا حدودی تونستم برش پیروز شم اگه خواستی کلی راه شیمیایی و گیاهی بادیم چون من و خواهرم ید طولانی در پی ام اس داریم!![نیشخند]

مامان فاطمه

سلام خانمی کجائی بابا دیگه لایق نمیدونی سر بزنی اشکال نداره ماهمیشه به یادت هستیم و از این امیر علی خوشگل و نازت دیدن میکنیم از راه دور هزار تا بوسسسسسسسسسسس[ماچ][ماچ][ماچ]

نازنین

سلام آزاده جون یه سوال:جزوه ای یا مطلبی از کلاسای پاکداشت بارداری داری؟ چند وقتیه افتادم به فکر بچه دوم افتادم. هنوز یه دل نشدم ولی خیلی دلم می خواد اطلاعاتی داشته باشم.

وحیده مامان پارسا

ماجرای خیلی دردناکی نبود.خاطره وحشتناکی که هیچوقت از ذهن پاک نمیشه....من هم موردهای اینطوری زیاد شنیدم.فکر میکنم لازمه که خانواده ها در مورد این مسائل کاملا روشن بشوند.

محدثه

سلام آزاده جان! اون اتفاقي كه براي اين دختر خانوم افتاد واقعا دردآوره. خدا به خانم توفيقيان هم عمر باعزت بده با اين آموزشهايي كه ميزاره. شما هم زياد به خودت سخت نگير.بالاخره پيش مياد ديگه[چشمک] راستي خصوصي داريد[ماچ]