دوتا شنبه پشت سر هم عروسی دعوت داریم. هر دو هم عروسی بچه‌ دوست حمیدرضا. ماشالله حمیدرضا فقط با بزرگتر از خودش دوسته.نیشخند جفت خانواده‌هاشون رو هم دوست دارم و با هم رفت و آمد داریم. با دومی بیشتر البته. قبلا ها اگه اینجوری دعوت میشدم حوصله نداشتم که برم. ولی حالا بدجوری دوست دارم برم. توی یک عروسی که غیر از عروس و مامانش کسی من رو نمیشناسه یک گوشه برا خودم بشینم و بقیه رو نگاه کنم. یکعالمه آدمهای خوشگل ببینم و همینجوری برای خودم خوش باشم و با هیچکس کاری نداشته باشم. هنوز هم نمیدونم که چی بپوشم. آخرین باری که برای خودم خرید کردم رو یادم نیست. تازگیها فکر میکنم که اصلا دیگه بلد نیستم برم تو مغازه‌ها بگردم و سر فرصت یک چیز مناسب انتخاب کنم. شده یکجوری که دقیقه نود برم تو اولین مغازه و اولین مورد قابل خریدن رو بخرم و بیام بیرون. اینو اصلا دوست ندارم. بنظرم خرید رفتن و ویترین مغازه‌ها رو نگاه کردن و لذت بردن از خرید یکی از ویژگیهای زنانه است که من دوستش داشتم ولی از زمان ازدواج جناب همسر کمر همت بستند که بنده رو از این ویژگی مبرا کنند و با بدنیا اومدن محمدعلی دیگه بهانه کامل شد و این شد که حالا منم.

/ 11 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
f

خوبی ؟ وبلاگ جالبی داری من هم یه سایت دارم اگه دوست داشتی بهم یه سر بزن راستی اگه مایل بودی منو به اسم بهترین های ایران لینک کن و بهم خبر بده تا منم شمارو لینک کنم . ممنون www.bestiran.ir

مامان کیمیا

سلام آزاده جون چی میشد همه با هم قرار میذاشتیم 1200 دفعه یه لباس بپوشیم و اشکالی هم نداشته باشه [چشمک]منم از وقتی دخترم به دنیا اومده خرید کردن برای کیمیا رو فقط دوست دارم .[قلب]

زهره مامان کسری

آزاده جان حیفه خودت رو از این لذت محروم کنی[نیشخند] راست میگم برای شروع هیچوقت دیر نیست. به بهونه همین دو تا عروسی بسم ا...

اردیبهشت

خوش بگذره اینقدر دلم می خواد برم عروسی این روزا.حالشو ببر.

الي

خوش به حالت از ويژگي زنانه خريد كردن دست رداشتي خيلي خصوصيت خوبي نيست

هانیه مامان نیما

منم این کار رو خیلی دوست دارم و گاهی به دلایلی خرید رو کم میکنم ولی حاضر نیستم قطعش کنم. انقدر از خرید لذت میبرم که حتی برای خرید چیزهای خیلی کوچیک و ارزون مثل یه گل سر یا رژ لب هم که شده برنامه ریزی میکنم و بیرون میرم و از تماشای مغازه ها لذت میبرم. حتی اگه چیزی نخرم هم میرم و مغازه ها رو تماشا میکنم. برای لذت و هیجان بیشتر سعی میکنم خریدهام رو برنامه باشه و ماهانه برنامه ریزی میکنم که ماه بعد چی بخرم. برنامه ای ماهم یه دیس پلو خوری بود برای تکمیل سرویسم و برنامه ماه بعدم هم خرید دو سه دست قاشق چنگال برای تکمیل اونا. فعلا از خرید واسه خودم دست برداشتم و افتادم تو خط تکمیل سروسهای پذیراییم. وای ببین چقدر نوشتم!!!!! یه موضوعی رو مطرح کردی که من حسابی توش واردم و خیلی هم حرف در موردش دارم. از صحبت در موردش هم هیجان زده میشم[نیشخند][چشمک]

منصوره مامان نورا

از روزی که دخترک به دنیا آمده ، تنها یک عروسی دیده است . دلم برای دیدن شادی آدمها از یک گوشه دنج ، بدون دردسر دیدن آشناها خیلی تنگ شده . خوش باشی عزیزم .

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم یاد اون روزها به خیر که تمام فروشگاه های تهران رو برای خریدن یه کفش زیر و رو می کردم[چشمک]

زرافه خوش لباس

لایک به کامنت مامان نورا خوبی این عروسی ها اینه که دردسر کمتری داره

زرافه خوش لباس

من آگهی دور هم جمع شدن رو دیر دیدم[ناراحت]