جهت ثبت در خاطرات

دیروز یکی از مهمترین و زیباترین روزهای زندگی من بود. یک روزی که امیدوارم اگر سالیان دیگه زنده بودم از ش بعنوان شروع فعالیتی جدید و قدمهای محکمتری در مسیرم یاد کنم. قضیه این بود که ما ساعت 9 صبح یک قرار داشتیم. یک قرار خیلی مهم. من که از شب قبلش هیجانم دیگه خیلی قاب کنترل نبود. ساعت 9 صبح، کافه شمرون در باغ موزه، نغمه، ازاده، آقای سلطانی و خانم دادبه

معرفی آقای سلطانی و خانم دادبه به همدیگه موضوع اصلی این نشست بود و اینقدر فضای زیبایی ایجاد شده بود که من و نغمه حسابی کیف کردیم. امیدوارم که خواست ما هم که انجام خدمت و فعالیتی تحت آموزه های این دو استاد بزرگ هست با یاری و حمایت خدای بزرگ محقق بشه.

تا ساعت یکربع به 10 جلسه ادامه داشت و بعد چون خانم دادبه وقت مشاوره داده بودند ما را ترک کردند و تا ساعت 2.5 ما بودیم و آقای سلطانی. ینقدر از هر کلام ایشون میشه آموخت و یاد گرفت که گذشت زمان اصلا حس نمیشه. من از نزدیک ندیدم تو اطرافیانم تا حالا آدمی اینقدر عمیق و پخته. اساتید زیادی رو میشناسم و خدمت همه شون ارادت دارم ولی حال و هوای الآنم با ایشون جوره.

عصر هم ساعت 7 تا 9 کلاس پاکداشت بارداری خانم دادبه رو داشتم در موسسه ماد در پونک. اینکه چجوری رسیدیم اونجا و بین اه ماشین بنزین تمام کرد و اینها بماند. فقط میتونم بگم که کلاس عالییییییییییییییییی بود. خانم دادبه میگفتند که بچه هایی که با این مراقبتها بدنیا میان ، همیشه از طرف دکترهاشون شنیده میشه که این بچه چقدر تمیزه و انگار احتیاج به شستن نداره!!!!!!!!!!!!

یکی از سوالهای من همیشه این بود که اگر من بچه دومی داشته باشم میتون به اندازه محمدعلی دوستش داشته باشم؟ همیشه تصورم این بود که هیچوقت نمیتونم اینقدر دوستش داشته باشم و شاید اون برام یک تجربه معمولی باشه در برابر محمدعلی که خب یک تحول تو زندگیم بود. اما از دیشب که کلاس پاکداشت رو رفتم و صحبتهای صبح آقای سلطانی و خانم دادبه رو شنیدم احساس میکنم این بچه ای که اینجوری بدنیا بیاد رو چقدر دوست دارم.

پ.ن: تا بعد از اتمام کلاسهای پاکداشت هیچ اقدامی در راستای بچه دوم صورت نمیپذیرد.

/ 15 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان آرسام

چه جلسه ای بوده مثل خواب می مونه شما باعث آشناییشون با هم شدید؟؟راستی نتایج جلسه رو نگفتید؟

مریم

سلام من هم از شاگردهای آقای سلطانی هستم می خوام تو کلاسهای خانوم دادبه شرکت کنم لطفا آدرس یا شماره تماس موسسه ماد رو بهم بدید ممنون میشم

مریم

ازاده جون بی صبرانه منتظر خبرت هستم شماره تماسم رو واستون به صورت خصوصی می فرستم که اگه تونستین واسم اسمس کنید

استلا

آزاده جون نمیدونم بار چندمه میگم ولی تجربه بچه دوم برای من تجربه فوق العاده ای بوده احساس آگاهی از معجزه ای که در من رخ میداد در تمام روزهای بارداریم جاری بود حاصلش رو هم که دیدی!!!امیدوارم این تجربه برای تو هم خاص باشه

زرافه خوش لباس

خیلی دلم می خواد بدونم تو این کلاس ها چی می گذره. یه زمانی خانم شین می نوشت و با اشتیاق می خوندم. کاش شما هم خلاصه چند خطی برای ما بنویسید. ثواب داره به خدا. باز هم خیلی دلم می خواد نظر آقای سلطانی را درباره بودن یا نبودن بچه دوم بدونم. ببخشید ولی دوستانه دل خواسته هام رو گفتم.

مرجان

سلام خواستم به عنوان یک تجربه بگم که من توی دوران بارداری سی دی های مادر باردار و نوزاد آقای سلطانی رو گوش میدادم ، خیلی خیلی عالی بود و از تمام لحظه های بارداریم لذت بردم در حال حاضر یه دختر یکساله دارم که فوق العاده خوش اخلاق و شاده طوری که دیگه همه میگن چیکار کردی اینقدر خوش اخلاقه

حامده

مرسی مامان محمدعلی! دوباره حس و انرژی کلاسهاشون رو برام زنده کردین. با اینکه الان دو روز در هفته هم کلاس میرم باز دلم تنگ میشه :)

وحیده مامان پارسا

میشه در مورد چیزهای جدیدی که یاد گرفتید بنویسید.؟بچه دوم سوالی که تو ذهن من هنوز میچرخه و به مرور داره کمرنگ میشه و دفن میشه......اگه تجربه ای دارید بنویسید.ممنون.

لیلا

کلاس پاکداشت - خودشناسی .لطفا اطلاعات بیشتر و مشخصات دقیقتری بدین اگه میشه

ارمغان

سلام آزاده جون من همیشه به وبلاگ شما سر می زنم وبلاگ قشنگی داری در پستهای سال پیش یک پست مربوط به عکسهای یه نوزاد دختر بود. من فکر کردم خواهر محمدعلی جونه ! و همیشه فکر میکردم چرا از دخترتون صحبت نمی کنید! موفق باشید