اسم اتمک که میفته رو گوشی موبایلم ناخودآگاه تو پاهام میلرزه. یعنی چی شده؟ خودش رو غزال مربی محمدعلی معرفی میکنه و میگه محمدعلی و کیان دوربین سپهر رو بی اجازه برداشتن و باهاش عکس گرفته‌اند و از اونجا که این دوربینها یکبارمصرف هستند و فقط 27 عکس میگیرن حالا باید این سه نفر هرکدام 1000 تومان بدهند تا یک دوربین دیگه برای سپهر تهیه شود و شما در جریان باشید که محمدعلی باید به نحوی درک کنه که بابت این کار, 1000 تومان رو از دست داده.

عصر که میرم دنبال محمدعلی 1000 تومان بهش میدم که بده به خاله سارا و بهش میگم که امروز نمیتونیم بریم سوپر خرید کنیم براش. یکربعی گریه میکنه و وقتی میبینه که فایده نداره بیخیال میشه. البته اصلا سرزنش نشد و حتی با لحن عصبانی هم باهاش صحبت نکردیم. حتی گفتیم که اسمارتیزی که میخواهی رو فردا برات میخریم. بعد از یکربع آروم شد و روابط حسنه شد.

وقتی رسیدیم خونه رفت دوربین خودش رو آورد و سعی کرد باهاش عکس بگیره. وقتی نتونست اومد سراغ حمیدرضا. حمیدرضا قلقش رو پیدا کرد و براش آماده‌اش کرد ولی یادش نداد. اونوقت بود که به این نتیجه رسیدیم که این بچه هنوز بلد نیست با این دوربینها کار کنه و احتمالا بیخودی تنبیه شده و اصلا عکسی گرفته نشده بوده. بروی خودمون نیاوردیم و صبر کردیم تا امروز صبح که رفتیم مهد. حمیدرضا رفته بود با خاله غزال صحبت کرده بود و قضیه رو بهش گفته بود. او هم توضیح داده بود که ایشون فلاش زدن دوربین رو دیده بودند و هدف از این قضیه تقویت حس مسئولیت پذیری محمدعلی بوده با این حال بازهم دوربین را چک میکنند.

این هم از جریانات دیروز و امروز صبح ما.

/ 19 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گل مریم

سلام خانومی! از اینکه به من سر زدی و نظر گذاشتی ممنونم فقط اینکه من خانومی نیستم آقای گل مریمم وبلاگهایی رو که درباره خودشون و فرزندانشون می نویسند کم و بیش می خونم الانه وقت ندارم برمی گردم تو آرشیوت بعدا

zizi

lmashala be mohamad ali khobe ke hosele mikonin man hamishe be dorovariam migam adama bayad vaghti bachedar shan ke hoselasho dashte bashan man ke nadaram felan vali az neveshtehat lezat bordam

گل‌پونه

[گل] بعضی وقتها آدم نمیدونه با این فسقلیا چه جوری باید رفتار کنه اما بازم شیرینن...

مامان سارگل

[گل]

پرین

بعد چند وقت اومدم ديدم عروسي نرفتي ناراحت شدم، ديدم جلسه خونتون برگزار نشده خوشحال شدم[نیشخند]

یلدا

فکر کنم دامادم رو از همین الان انتخاب کردم... حیف که دیر باهاش آشنا شدم وگرنه خودم عروس گلت میشدم [خجالت]

مريم مامان آريا

من دو تا نظر طولاني نوشته بودم پس كوش؟ واااي اگر نيومده لطفا بهم حتما اطلاع بديد