من اینجا چیکار میکنم؟

داشتم تو اینترنت دنبال بازی با بچه‌ها میگشتم. طبق معمول رسیدم به وبلاگ بریم بازی شیدای عزیز. یادم رفت که اصلا چه موضوعی رو میخواستم. وقتی بخودم اومدم که غرق شده بودم تو پستهای وبلاگ و کلاسهای بازی و اندیشه آقای سلطانی یا بقول شیدا محمود عزیز. احساس کردم چقدر دلم تنگ شده برای اون روزها. روزهایی که شیدا به معماری برنگشته بود و از سینا مینوشت و کلاسهای مادران امروز و بادبادک میرفت. روزهایی که من پشت میزم مطالبش رو میخوندم و ازش یاد میگرفتم و محمدعلی کوچولو بود. دوست داشتم زمان به عقب برمیگشت و اون روزها تمام نمیشد. یاد جلسه دیروز اتمک افتادم که مربیها برنامه‌هاشون رو شرح میدادند و من دلم ضعف میرفت که محمدعلی رو تو کلاس تئاتر شورایی سیما جون ببینم یا تو کلاس موسیقی بنفشه جون و بقیه. باز فکرم رفت به بچه دوم و به کار با کودک. ناخودآگاه یاد داستان بچه شتر افتادم:

آورده اند روزی میان یک ماده شتر و فرزندش گفت وگویی به شرح زیر صورت گرفت:

بچه شتر: مادر جون چند تا سوال برام پیش آمده است. آیا می تونم ازت بپرسم؟

شتر مادر: حتما عزیزم. چیزی ناراحتت کرده است؟

بچه شتر: چرا ما کوهان داریم؟

شتر مادر: خوب پسرم. ما حیوانات صحرا هستیم. در کوهان آب و غذا ذخیره می کنیم تا در صحرا که چیزی پیدا نمی شود بتوانیم دوام بیاوریم.

بچه شتر: چرا پاهای ما دراز و کف پای ما گرد است؟

شتر مادر: پسرم، برای راه رفتن در صحرا داشتن این نوع دست و پا ضروری است.

بچه شتر: چرا مژه های بلند و ضخیم داریم؟ بعضی وقت ها مژه ها جلوی دید من را می گیرد.

شتر مادر: پسرم ، این مژه های بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتی است که چشم ها ما را در مقابل باد و شن های بیابان محافظت می کنند.

بچه شتر: فهمیدم. پس کوهان برای ذخیره کردن آب است برای زمانی که ما در بیابان هستیم. پاهایمان برای راه رفتن در بیابان است و مژه هایمان هم برای محافظت چشمهایمان در برابر باد و شن های بیابان است... .

بچه شتر: فقط یک سوال دیگر دارم... ..

شتر مادر: بپرس عزیزم.

بچه شتر: پس ما در این باغ وحش چه غلطی می کنیم؟

/ 11 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاره

امروز زنگ زده بودم واسه سی دی های آقای سلطانی. تا گفتم از روی وبلاگ یکی از دوستام شماره تون رو گرفتم فوری گفت خانوم پیره یار؟! خلاصه حسابی معروفی توی اون موسسه[چشمک] سی دی تصور از خود و مادر باردارش رو هم سفارش دادم، از فردا شروعش می کنم. مرسی عزیزم بابت معرفی[ماچ]

زرافه خوش لباس

خب حالا شتر رو ولش کن بچه دوم را چه می کنی؟

طهورا

سلام رفیق. من همچنان درگیر مشکل کامنت گذاری ام.بلاگفا نمیذاره توی وبلاگ دوستان کامنت بذارم.گاهی درست میشه اما... . من همیشه میام سراغتون.اگه چیزی نوشتین و ردی از من به جا نموند بدونین بلاگفا باز... امیدی ندارم اینم بیاد...

طهورا

سلام رفیق. من همچنان درگیر مشکل کامنت گذاری ام.بلاگفا نمیذاره توی وبلاگ دوستان کامنت بذارم.گاهی درست میشه اما... . من همیشه میام سراغتون.اگه چیزی نوشتین و ردی از من به جا نموند بدونین بلاگفا باز... امیدی ندارم اینم بیاد...

آرزو

خوب تصیمم واسه بچه ی دوم چی شد؟؟؟

زهره مامان کسری

اتفاقا من هم کلی مطلب از شیدای عزیز یاد گرفتم اما متاسفانه الان دیگه وبلاگش واسه من فیلتره. آزاده جان به نظر من که مامان بی نظیری هستی. حیفه که یه بچه دیگه رو از وجود خودت محروم کنی...[لبخند]

شیرین

منهم عاشق وبلاگ خانم شین بودم که الان متاسفانه نمیتونم بازش کنم. اصلا با اتکا به نوشته های شیدا بود که بچه دار شدم.

لادن

آزاده جون ما 5شنبه میایم بهشت مادران و بسیار خوشحالم که میبینمتون .

سایت دانلود نرم افزار

سلام. من از بازدید کننده های قدیمی وبلاگ شما هستم. با توجه به محتوای خوبی که دارید، خوشحال میشم اگر با هم تبادل لینک داشته باشیم. لطفا سایت من رو ببینید و اگر مایل بودید توی سایتم برام پیغام بگذارید تا تبادل لینک کنیم. قبلا هم پیغام گذاشتم براتون ولی جوابی ندادین :( راستی لینک کوتاه شده ست. اگر روش کلیک کنید سایت من باز میشه.